چیزی را پیش از زمانی که به آن نیاز پیدا میشود، هماهنگ یا ترتیب دادن.
مثالهای طبیعی
We prearranged a taxi for our early flight.
برای پرواز صبح زودمان، از قبل تاکسی هماهنگ کردیم.
All interviews were prearranged by the organizers.
تمام مصاحبهها از پیش توسط برگزارکنندگان هماهنگ شده بودند.
Can visitors prearrange wheelchair assistance online?
آیا بازدیدکنندگان میتوانند خدمات کمک به افراد دارای ویلچر را از پیش بهصورت اینترنتی هماهنگ کنند؟
نکتهٔ کاربردی
arrange خود به برنامهریزی اشاره میکند؛ prearrange مشخصاً تأکید میکند که هماهنگی پیش از رویداد یا رسیدن انجام شده است.
