کاری که از پیش انجام میشود تا احتمال خطر یا آسیب کمتر شود.
مثالهای طبیعی
As a precaution, we packed extra drinking water.
برای احتیاط آب آشامیدنی اضافی برداشتیم.
The hospital introduced new precautions during the outbreak.
بیمارستان هنگام شیوع بیماری اقدامات پیشگیرانهٔ تازهای اعمال کرد.
Wearing gloves is a sensible precaution when handling chemicals.
پوشیدن دستکش هنگام کار با مواد شیمیایی اقدام احتیاطی معقولی است.
نکتهٔ کاربردی
take precautions against a threat یا take precautions to prevent harm ساختارهای رایجاند؛ caution نگرش محتاطانه است، precaution اقدام واقعی.
