برای جلوگیری از خطر احتمالی یا کاهش آن، پیش از وقوع آسیب انجام شدن.
مثالهای طبیعی
The city ordered a precautionary evacuation before the storm.
شهرداری پیش از توفان دستور تخلیهٔ احتیاطی ساکنان را صادر کرد.
The doctor recommended precautionary testing after exposure.
پزشک پس از تماس احتمالی با عامل خطر، آزمایش احتیاطی را توصیه کرد.
The shutdown was precautionary, not a response to confirmed damage.
تعطیلی تأسیسات از روی احتیاط بود، نه در واکنش به آسیبی که وقوع آن تأیید شده باشد.
نکتهٔ کاربردی
اقدام precautionary به این معنا نیست که خطر حتماً رخ داده است؛ هدف آن جلوگیری از آسیب احتمالی است.
