بسیار پرشیب، با افت یا افزایش ارتفاع شدید در فاصلهای کوتاه.
مثالهای طبیعی
The path became precipitous beyond the final bend.
بعد از آخرین پیچ، مسیر بسیار پرشیب شد.
Precipitous cliffs rise directly from the sea.
صخرههای پرتگاهمانند مستقیماً از دریا سر برآوردهاند.
Crews found the coastal descent precipitous and chose another route.
گروههای کاری سراشیبی ساحلی را بیشازحد تند یافتند و مسیر دیگری برگزیدند.
نکتهٔ کاربردی
در توصیف عوارض جغرافیایی به کار میرود.
