معنی ۱neutral · 90%
کیفیت دقیق، درست و با کنترل جزئیات بودن
مثالهای طبیعی
The instrument measures temperature with remarkable precision.
این ابزار دما را با دقت چشمگیری اندازهگیری میکند.
The components require extremely high precision.
این قطعات به دقت بسیار بالایی نیاز دارند.
The surgeon worked with impressive precision.
جراح با دقتی چشمگیر کار کرد.
نکتهٔ کاربردی
برای دقت و یکنواختی در اندازهگیری یا عملکرد، بهخصوص در زمینههای فنی، استفاده میشود.
