معنی ۱neutral · 95%
گفتن اینکه فکر میکنی در آینده چه اتفاقی خواهد افتاد.
مثالهای طبیعی
They predict rain tomorrow.
آنها برای فردا باران پیشبینی میکنند.
I predicted that Spain would win.
من پیشبینی کردم که اسپانیا برنده خواهد شد.
She predicted the result correctly.
او نتیجه را درست پیشبینی کرد.
نکتهٔ کاربردی
از predict برای یک پیشبینی سنجیده دربارهٔ رویداد آینده استفاده کن.
ترکیبهای رایج
— پیشبینی کردن اینکه بعداً چه اتفاقی خواهد افتاد

