معنی ۱neutral · 90%
گفتهای دربارهٔ چیزی که فرد تصور میکند در آینده اتفاق خواهد افتاد
مثالهای طبیعی
The weather prediction proved accurate.
پیشبینی آبوهوا دقیق از آب درآمد.
Experts made several predictions about future growth.
کارشناسان چند پیشبینی دربارهٔ رشد آینده ارائه کردند.
His prediction was completely wrong.
پیشبینی او کاملاً اشتباه بود.
نکتهٔ کاربردی
`Prediction` قابلشمارش است.
ترکیبهای رایج
— گفتن اینکه فکر میکنیم در آینده چه اتفاقی خواهد افتاد

