معنی ۱neutral · 89%
توانا به گرفتن و نگهداشتن اشیا با پیچیدن دور آنها.
مثالهای طبیعی
The monkey wrapped its prehensile tail around a branch.
میمون دم گیرندهٔ خود را دور شاخه پیچید.
Some mammals have prehensile feet for gripping surfaces.
برخی پستانداران پاهای گیرندهای برای چنگزدن به سطوح دارند.
The tail is prehensile and can hold the animal steady.
دم حیوان گیرنده است و میتواند آن را ثابت نگه دارد.
نکتهٔ کاربردی
در جانورشناسی کاربرد دارد.
