معنی ۱neutral · 84%
متعلق به دوران پیش از آغاز ثبت تاریخ با اسناد نوشتاری.
مثالهای طبیعی
The museum displays prehistoric tools made from stone.
موزه ابزارهای سنگی پیشاتاریخی را نمایش میدهد.
Researchers discovered a prehistoric village near the coast.
پژوهشگران روستایی پیشاتاریخی نزدیک ساحل کشف کردند.
Prehistoric animals appeared throughout the illustrated guide.
جانوران پیشاتاریخی در سراسر راهنمای مصور دیده میشدند.
نکتهٔ کاربردی
اغلب پیش از اسم دوره، شیء، مردم یا مکان تاریخی میآید.
