prejudice
A1اسم/US /prˈɛdʒədɪs/ PRĔJ-əd-ĭs; UK /prˈɛdʒədɪs/ PRĔJ-əd-ĭs/
غرض ورزی، تعصب، غرض ورزی تعصب
JadoLearn Dictionary
معنی prejudice به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
غرض ورزی، تعصب، غرض ورزی تعصب
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
اشغال قبلی
گزند، صدمه، آسیب
آسیب دیدن، ظلم کردن، درد آوردن
مظرت، صدمه، آزار رساندن
ضرر
موذیگری، شیطانی، شیطنت
هیچکدام؛ هیچکس؛ هیچ
پرده، یفا کردن، اقدام کردن
کنش، عمل، فعل
مخاطب قرار دادن، سرخط، نشانی
پیش افتادن، پیشرفت کردن، جلو افتادن
وکیل مدافع، طرفدار بودن
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.