معنی ۱neutral · 90%
رخداده یا آمادهشده پیش از مرحلهٔ اصلی، نهایی یا کاملتر
مثالهای طبیعی
The preliminary results require further analysis.
نتایج اولیه به تحلیل بیشتری نیاز دارند.
We held a preliminary meeting before negotiations.
پیش از مذاکرات یک جلسهٔ مقدماتی برگزار کردیم.
These conclusions remain preliminary.
این نتیجهگیریها هنوز اولیهاند.
نکتهٔ کاربردی
برای نشان دادن اینکه اطلاعات، کار یا بحث پیش از مرحلهٔ نهایی است از `preliminary` استفاده کنید.
