زودتر از زمان مناسب، مورد انتظار یا ایمن رخ دادن یا انجام شدن.
مثالهای طبیعی
Announcing the deal now would be premature.
اعلام این معامله در حال حاضر زودهنگام است.
A premature release caused several avoidable problems.
انتشار نابهنگام آن چند مشکل قابل پیشگیری ایجاد کرد.
It is premature to assume the treatment has worked.
هنوز زود است که فرض کنیم درمان مؤثر بوده است.
نکتهٔ کاربردی
وقتی دربارهٔ تصمیمها و اقدامات باشد، اغلب بار انتقادی دارد.
