فرایند آمادهشدن برای یک رویداد یا انجام کاری.
مثالهای طبیعی
Good preparation can reduce exam stress.
آمادگی خوب میتواند استرس امتحان را کمتر کند.
Preparation for the interview took several days.
آمادهشدن برای مصاحبه چند روز طول کشید.
Careful preparation helps teams respond quickly.
آمادهسازی دقیق به تیمها کمک میکند سریع واکنش نشان دهند.
نکتهٔ کاربردی
در این معنا که بر فرایند تأکید دارد، preparation معمولاً غیرقابلشمارش است.
