چیزی را پیش از یک رویداد، فعالیت یا استفاده آماده کردن.
معادلها در زبانهای پایه
فارسی
آماده کردن
Deutsch
vorbereiten
Հայերեն
պատրաստել
patrastel
مثالهای طبیعی
She prepares dinner every evening.
او هر عصر شام را آماده میکند.
They prepared the room for guests.
