حق یا اختیارِ ویژهٔ یک فرد یا نهاد برایِ تصمیمگرفتن یا انجامدادنِ کاری.
مثالهای طبیعی
Hiring senior executives remains the board’s prerogative.
استخدامِ مدیرانِ ارشد همچنان در اختیارِ ویژهٔ هیئتمدیره است.
Whether to participate is entirely your prerogative.
اینکه شرکت کنید یا نه، کاملاً حقِ انتخابِ خودتان است.
The monarch once exercised prerogatives now controlled by parliament.
پادشاه در گذشته اختیاراتِ ویژهای اعمال میکرد که اکنون در کنترلِ پارلمان است.
نکتهٔ کاربردی
ممکن است به اختیارِ قانونیِ یک منصب اشاره کند؛ در جملهٔ «that is your prerogative» هم صرفاً حقِ شخص برایِ انتخاب را تأیید میکند.
