بهطور رسمی دارو، درمان یا برنامهٔ مراقبتی را برای یک بیمار توصیه و تجویز کردن
مثالهای طبیعی
The doctor prescribed antibiotics after reviewing the test results.
پزشک پس از بررسی نتایج آزمایش، آنتیبیوتیک تجویز کرد.
Specialists prescribe this treatment only for severe cases.
متخصصان این درمان را فقط برای موارد شدید تجویز میکنند.
She was prescribed a short course of steroids.
برای او یک دورهٔ کوتاه استروئید تجویز شد.
نکتهٔ کاربردی
در کاربرد پزشکی، دارو یا درمان معمولاً مستقیماً مفعول `prescribe` است؛ ساخت مجهول نیز رایج است.
