present
A1صفت/US /prˈɛzənt/ PRĔZ-ənt; UK /prˈɛzənt/ PRĔZ-ənt/
ارائه نمودن، حالی، معرفی کردن
JadoLearn Dictionary
معنی present به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
ارائه نمودن، حالی، معرفی کردن
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
استعداد، تقدیمی، بخشش
دهش، انفاق، سماحت
قادر؛ توانا
کنشی، پر تحرک، فعال
بالغ، بزرگ سال، بزرگ
مشورتی، نصیحت آمیز، نصیحتی
هویی
ظریف طبع
از پس، پس از، پی
سالمند، معمر، کهنسال
الکلی، باده پرستی، باده پرست
مراقب، هشیار، گوش بزنگ
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.