بهطور رسمی مسئول و هدایتکنندهٔ یک جلسه، مراسم، رسیدگی، سازمان یا فرایند رسمی بودن
مثالهای طبیعی
A retired judge presided over the public inquiry.
یک قاضی بازنشسته ریاست تحقیق عمومی را بر عهده داشت.
The chair will preside at tomorrow's board meeting.
رئیس، جلسهٔ هیئتمدیرهٔ فردا را اداره خواهد کرد.
She presides over a committee on research ethics.
او ریاست کمیتهای دربارهٔ اخلاق پژوهش را بر عهده دارد.
نکتهٔ کاربردی
هنگام نام بردن از رویداد یا نهادِ تحت رهبری از `preside over + noun` استفاده کنید؛ `preside at` نیز با جلسه و مراسم ممکن است.
