معنی ۱neutral · 90%
روزنامهها، سازمانهای خبری و خبرنگارانی که برای آنها کار میکنند
مثالهای طبیعی
The press gathered outside the building.
خبرنگاران و مطبوعات بیرون ساختمان جمع شدند.
The company released a statement to the press.
شرکت بیانیهای برای مطبوعات منتشر کرد.
The story received extensive press coverage.
این خبر پوشش رسانهای گستردهای دریافت کرد.
نکتهٔ کاربردی
`The press` اصطلاحی جمعی برای رسانههای خبری و خبرنگاران است.
ترکیبهای رایج
— روزنامهها و خبرنگاران بهعنوان یک گروه

