بدون داشتن اثبات کامل، بر پایهٔ دلایل معقول چیزی را احتمالاً درست دانستن
مثالهای طبیعی
I presume that everyone has received the revised agenda.
فرض میکنم همه دستورجلسهٔ اصلاحشده را دریافت کردهاند.
The document is presumed authentic unless evidence proves otherwise.
این سند اصل فرض میشود مگر اینکه مدرکی خلاف آن را ثابت کند.
Researchers presume the settlement to be considerably older.
پژوهشگران فرض میکنند این سکونتگاه بسیار قدیمیتر باشد.
نکتهٔ کاربردی
برای بیان باور محتمل و نه قطعی، از `presume + that-clause` استفاده کنید.
