باور یا فرضی که پیش از اثبات قطعی، درست یا محتمل تلقی میشود.
مثالهای طبیعی
The study rests on a presumption of equal access.
این پژوهش بر این فرض استوار است که همگان دسترسی برابر دارند.
Your presumption that she agreed may be mistaken.
ممکن است فرض تو مبنی بر اینکه او موافقت کرده، اشتباه باشد.
The presumption of innocence applies until guilt is proved.
اصل برائت تا زمانی که جرم اثبات شود برقرار است.
نکتهٔ کاربردی
presumption با اثبات قطعی تفاوت دارد؛ شواهد ممکن است آن را تقویت کنند یا از اعتبار بیندازند.
