بر پایهٔ شواهدِ موجود محتمل یا موقتاً پذیرفته شده، اما هنوز بهطورِ قطعی تأیید نشده است.
مثالهای طبیعی
The presumptive nominee addressed supporters before the formal vote.
نامزدِ احتمالی پیش از رأیگیریِ رسمی برایِ هوادارانش سخنرانی کرد.
Her brother remained heir presumptive until the queen gave birth.
برادرش تا زمانی که ملکه فرزند به دنیا آورد، وارثِ احتمالی باقی ماند.
Officials congratulated the presumptive winner while the count continued.
مقامها درحالیکه شمارشِ آرا ادامه داشت، به برندهٔ احتمالی تبریک گفتند.
نکتهٔ کاربردی
Presumptive به معنایِ قطعی نیست. heir presumptive ترکیبی ثابت است که صفت در آن پس از اسم میآید.
