درستی چیزی را بدون آنکه ابتدا ثابت شده باشد، از پیش مفروض گرفتن.
مثالهای طبیعی
That question presupposes that she knew about the mistake.
این پرسش پیشفرض میگیرد که او از آن اشتباه خبر داشته است.
Your forecast presupposes continued funding.
پیشبینی تو بر این فرض استوار است که تأمین مالی همچنان ادامه خواهد داشت.
Are we presupposing that everyone supports the plan?
آیا داریم فرض میگیریم که همه از این برنامه حمایت میکنند؟
نکتهٔ کاربردی
در presuppose، برخلاف suppose ساده، فرضی مقدم از قبل در دلِ پرسش یا استدلال جا گرفته است.
