معنی ۱informal · 88%
تا حد نسبتاً زیادی، اما معمولاً با شدت کمتر از very.
مثالهای طبیعی
It’s pretty cold today.
امروز هوا نسبتاً سرد است.
She can run pretty fast.
او میتواند نسبتاً سریع بدود.
The test was pretty easy.
آزمون نسبتاً آسان بود.
نکتهٔ کاربردی
در انگلیسی غیررسمی، pretty را پیش از صفتها و قیدها بهکار میبریم تا معنایی نزدیک به quite یا fairly بدهد.
