از نیروها، استدلالها یا دشواریهای مخالف قویتر یا موفقتر شدن
مثالهای طبیعی
After years of litigation, the claimants finally prevailed.
پس از سالها دادرسی، خواهانها سرانجام پیروز شدند.
Evidence prevailed over speculation during the review.
در جریان بررسی، شواهد بر حدس و گمان غلبه کرد.
Pragmatism may yet prevail in the final negotiations.
ممکن است در مذاکرات نهایی عملگرایی هنوز غلبه کند.
نکتهٔ کاربردی
وقتی چیزی را که بر آن غلبه میشود نام میبرید از `prevail over + noun` استفاده کنید؛ بدون مفعول یعنی سرانجام موفق شدن.
