prevalent
C1صفت/US /prˈɛvələnt/ PRĔV-əl-ənt; UK /prˈɛvələnt/ PRĔV-əl-ənt/
رایج، متداول، شایع
JadoLearn Dictionary
معنی prevalent به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
رایج، متداول، شایع
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
مستولی
عاقبت بخیر، موفق، کامیاب
موثر
پایدار؛ ماندگار
بومی؛ از نخستین ساکنان
ساینده؛ تندخو
شرمنده؛ خجالتزده
راهبی، دیری، خانقاهی
شکم گنده
بی تکلیف
نفرتانگیز؛ منزجرکننده
بسیار بد؛ خوار؛ نکبتبار
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.