اقدامی برای جلوگیری از رخ دادن یا گسترش یک رویداد، بیماری، مشکل یا آسیب ناخواسته
مثالهای طبیعی
Disease prevention requires vaccination, screening, and reliable public information.
پیشگیری از بیماری به واکسیناسیون، غربالگری و اطلاعرسانی عمومی قابلاعتماد نیاز دارد.
The training focuses on prevention of avoidable injuries.
این آموزش بر پیشگیری از آسیبهای قابل اجتناب تمرکز دارد.
Fraud prevention now relies heavily on real-time monitoring.
پیشگیری از تقلب اکنون بهشدت به پایش بلادرنگ متکی است.
نکتهٔ کاربردی
برای نتیجهٔ ناخواسته از `prevention of + noun` و برای حوزههای تثبیتشده از ترکیبهایی مانند `crime prevention` و `disease prevention` استفاده میشود.
