معنی ۱neutral · 90%
اتفاقافتاده یا موجود پیش از رویداد یا موضوع فعلی
مثالهای طبیعی
Her previous job was in banking.
شغل قبلی او در حوزهٔ بانکداری بود.
We discussed this at the previous meeting.
ما این موضوع را در جلسهٔ قبلی بررسی کردیم.
Sales were higher than in the previous year.
فروش از سال قبل بیشتر بود.
نکتهٔ کاربردی
`Previous` معمولاً پیش از اسمی میآید که آن را توصیف میکند.
ترکیبهای رایج
— تجربهای که قبلاً به دست آمده است

