معنی ۱neutral · 90%
عضو زن یک خانوادهٔ سلطنتی، بهویژه دختر پادشاه یا ملکه
مثالهای طبیعی
The princess lived in a castle near the river.
شاهزاده در قصری نزدیک رودخانه زندگی میکرد.
A young princess attended the ceremony.
یک شاهزادهٔ جوان در مراسم شرکت کرد.
Two princesses travelled with the royal family.
دو شاهزاده همراه خانوادهٔ سلطنتی سفر کردند.
نکتهٔ کاربردی
شکل جمع انگلیسی این واژه `princesses` است.
ترکیبهای رایج
— عضو زن یک خانوادهٔ سلطنتی

