معنی ۱neutral · 95%
با استفاده از چاپگر، کلمهها یا تصاویر را روی کاغذ چاپ کردن.
مثالهای طبیعی
Print this document, please.
لطفاً این سند را چاپ کن.
I printed out my ticket.
از بلیتم پرینت گرفتم.
She is printing some photos.
او در حال چاپ کردن چند عکس است.
نکتهٔ کاربردی
وقتی با چاپگر یک نسخهٔ کاغذی ایجاد میکنی، از print استفاده کن. print out نیز بسیار رایج است.
ترکیبهای رایج
— نسخهٔ کاغذی یک سند را ایجاد کردن

