عکس یا تصویری که روی کاغذ چاپ شده است.
مثالهای طبیعی
I ordered three prints of our holiday photos.
از عکسهای تعطیلاتمان سه نسخهٔ چاپی سفارش دادم.
That print of the mountains costs twenty pounds.
آن تصویر چاپی کوهها بیست پوند قیمت دارد.
Would you like a print of this picture?
یک نسخهٔ چاپی از این عکس میخواهی؟
نکتهٔ کاربردی
در این معنی، print تصویر فیزیکی و چاپشده است. Print برای نوشتهٔ چاپی نیز بهصورت غیرقابلشمارش به کار میرود؛ فعل print یعنی چاپکردن یا نسخه تهیهکردن.
