معنی ۱neutral · 95%
مکانی که افراد بهعنوان مجازات برای جرم در آن نگهداری میشوند
مثالهای طبیعی
He spent two years in prison.
او دو سال را در زندان گذراند.
The prison is outside the city.
زندان خارج از شهر قرار دارد.
The country has several large prisons.
این کشور چند زندان بزرگ دارد.
نکتهٔ کاربردی
وقتی منظور زندانی بودن یک شخص بهعنوان مجازات است، از in prison بدون حرف تعریف استفاده کن.
ترکیبهای رایج
— بهعنوان مجازات به زندان رفتن

