prisoner
B1اسم/US /prˈɪzənɚ/ PRĬZ-ən-ər; UK /prˈɪzənɚ/ PRĬZ-ən-ər/
حبسی، بندی

هر روز، یک قدم جلوتر در مسیر یادگیری زبان
در حال آمادهسازی مسیر یادگیری…JadoLearn Dictionary
prisoner یعنی حبسی. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
حبسی، بندی
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است و معنی، تلفظ، مثال، نقش دستوری و کاربرد واژه را از پایگاه داده مرکزی ارائه میکند.