معنی ۱neutral · 90%
شخصی که بهعنوان مجازات یا در انتظار محاکمه در زندان نگه داشته میشود
مثالهای طبیعی
The prisoners returned to their cells.
زندانیان به سلولهای خود بازگشتند.
The prisoner spoke to his lawyer.
زندانی با وکیلش صحبت کرد.
Three prisoners were released yesterday.
سه زندانی دیروز آزاد شدند.
نکتهٔ کاربردی
`Prisoner` قابلشمارش است.
ترکیبهای رایج
— اجازه دادن به یک زندانی برای خروج از زندان

