معنی ۱formal · 90%
فرایند انتقال یک سازمان، صنعت یا خدمت دولتی به مالکیت یا کنترل خصوصی
مثالهای طبیعی
The privatization of telecom services attracted several foreign investors.
خصوصیسازی خدمات مخابراتی چند سرمایهگذار خارجی را جذب کرد.
Partial privatization left the state with a controlling stake.
خصوصیسازی جزئی باعث شد دولت سهم کنترلی خود را حفظ کند.
Privatization became central to the government's restructuring programme.
خصوصیسازی به بخش محوری برنامهٔ بازسازی دولت تبدیل شد.
نکتهٔ کاربردی
کلید این واژه تغییر مالکیت یا کنترل از دولت به بخش خصوصی است؛ برونسپاری لزوماً خصوصیسازی کامل نیست.
