مجموعه مراحل تعیینشده برای انجام کاری.
مثالهای طبیعی
Follow the emergency procedure during a fire.
هنگام آتشسوزی از دستورالعمل اضطراری پیروی کنید.
The new hiring procedures confused several applicants.
رویههای جدید استخدام چند متقاضی را سردرگم کرد.
We need a clear procedure for reporting faults.
برای گزارش خرابیها به روال مشخصی نیاز داریم.
نکتهٔ کاربردی
procedure مجموعهای از گامهای توافقشده برای یک کار است؛ process میتواند روند گستردهتری از اقدامات یا تغییرات باشد.
