معنی ۱formal · 88%
چیزی را بهطور عمومی و رسمی، اغلب با تأکید یا اقتدار، اعلام کردن
مثالهای طبیعی
The president proclaimed a national day of mourning.
رئیسجمهور یک روز عزای عمومی اعلام کرد.
Officials proclaimed that the emergency had ended.
مقامات اعلام کردند که وضعیت اضطراری پایان یافته است.
The council proclaimed the district a protected zone.
شورا منطقه را ناحیهٔ حفاظتشده اعلام کرد.
نکتهٔ کاربردی
الگوهای رایج `proclaim + noun` و `proclaim that + clause` هستند.
