معنی ۱formal · 86%
چیزی که میتوان آن را به دست آورد، بهویژه با جستوجو یا تلاش.
مثالهای طبیعی
The replacement valves are procurable through an approved supplier.
شیرهای جایگزین را میتوان از طریق تأمینکنندهٔ تأییدشده تهیه کرد.
The report remains procurable from specialist libraries.
این گزارش همچنان از کتابخانههای تخصصی قابلدریافت است.
Only procurable components were included in the prototype design.
در طراحی نمونهٔ اولیه فقط قطعات قابلتهیه لحاظ شدند.
نکتهٔ کاربردی
بیشتر در متنهای رسمی یا فنی به کار میرود.
