فشار یا ضربهٔ کوتاه و معمولاً نوکتیزی با انگشت یا شیئی دیگر.
مثالهای طبیعی
The goat moved after a gentle prod.
بز با یک تلنگر آرام حرکت کرد.
She gave the loose panel a prod with her foot.
او با پا ضربهٔ کوتاهی به پنل شلشده زد.
A sharp prod in my ribs woke me.
سیخونک تیزی به پهلویم بیدارم کرد.
نکتهٔ کاربردی
prod معمولاً عملی کوتاه و عمدی است و لزوماً به معنی ضربهای خشن یا شدید نیست.
