از نظرِ مقدار، گستره، قدرت یا توانایی بهاندازهای استثنایی بزرگ یا چشمگیر است.
مثالهای طبیعی
The novelist produced a prodigious body of work.
رماننویس مجموعهٔ آثارِ بسیار عظیمی پدید آورد.
After the race, the cyclist displayed a prodigious appetite.
دوچرخهسوار پس از مسابقه اشتهایی باورنکردنی از خود نشان داد.
Her ability to memorize scores was truly prodigious.
تواناییِ او در بهخاطرسپردنِ نتهایِ موسیقی واقعاً خارقالعاده بود.
نکتهٔ کاربردی
در مقایسه با very large تأکیدِ بیشتری بر ابعاد یا توانِ غیرعادی دارد؛ ممکن است ستایشآمیز یا شگفتزده باشد.
