production
C1اسم/US /prədˈʌkʃən/ prəd-ŬKSH-ən; UK /prədˈʌkʃən/ prəd-ŬKSH-ən/
استحصال، تولید، ساخت
JadoLearn Dictionary
معنی production به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
استحصال، تولید، ساخت
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
مصنوع، محصول، فرآورده
بیرون دادن، عمل آوردن، فر اوردن
ثمره، ثمر، میوه
اثر کردن، فعالیت کردن، تاثیر کردن
طرز کار، اجرا
پاسخگویی؛ مسئولیتپذیری
رهاسازی؛ ترک
ربایش؛ آدمربایی
ناهنجاری؛ مورد غیرطبیعی
سایش؛ خراش سطحی
غیبتگرایی؛ غیبت مکرر
جذب؛ فروگیری
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.