معنی ۱neutral · 90%
نرخ یا میزان کارایی در تولید کار، کالا یا خدمات مفید
مثالهای طبیعی
Remote tools increased productivity across the design team.
ابزارهای دورکاری بهرهوری را در سراسر تیم طراحی افزایش دادند.
Higher productivity can support stronger wage growth.
بهرهوری بالاتر میتواند از رشد بیشتر دستمزدها حمایت کند.
Productivity in the plant fell during equipment upgrades.
بهرهوری کارخانه هنگام ارتقای تجهیزات کاهش یافت.
نکتهٔ کاربردی
`productivity` کارایی یا خروجی نسبت به ورودیهاست؛ `production` خودِ فرایند یا مقدار تولید را بیان میکند.
