معنی ۱neutral · 90%
پس از در نظر گرفتن هزینهها سود مالی ایجاد کردن
مثالهای طبیعی
The online division became profitable within eighteen months.
بخش آنلاین ظرف هجده ماه سودآور شد.
Software services proved more profitable than hardware sales.
خدمات نرمافزاری از فروش سختافزار سودآورتر بود.
They discontinued several less profitable product lines.
آنها چند خط محصول کمسودتر را متوقف کردند.
نکتهٔ کاربردی
یک محصول محبوب نیز اگر هزینههایش زیاد باشد میتواند سودآور نباشد؛ معیار، سود پس از هزینههاست.
