در مقدارِ بسیار فراوان ایجاد، ترشح یا بیان میشود.
مثالهای طبیعی
The wound caused profuse bleeding despite firm pressure.
زخم با وجودِ فشارِ محکم همچنان باعثِ خونریزیِ شدید میشد.
The company offered profuse apologies after the data leak.
شرکت پس از نشتِ دادهها عذرخواهیهایِ فراوان و مفصلی کرد.
The author was profuse in her praise of librarians.
نویسنده بیدریغ و بهتفصیل از کتابداران تمجید کرد.
نکتهٔ کاربردی
این صفت میزانِ فراوانی را میرساند و بهخودیِ خود ثابت نمیکند که عذرخواهی یا قدردانی صادقانه بوده است.
