معنی ۱neutral · 95%
بهبود یا حرکت به سوی نتیجهای بهتر یا کاملتر
مثالهای طبیعی
She is making good progress in English.
او در زبان انگلیسی پیشرفت خوبی دارد.
We made little progress on the project today.
امروز در پروژه پیشرفت کمی داشتیم.
The patient is showing steady progress.
بیمار پیشرفت پیوستهای نشان میدهد.
نکتهٔ کاربردی
progress غیرقابلشمارش است؛ بگو make progress، نه make a progress.
ترکیبهای رایج
— پیشرفت کردن یا به یک هدف نزدیکتر شدن

