prohibit
C1اسم/US /proʊhˈɪbət/ prōh-ĬB-ət; UK /proʊhˈɪbət/ prōh-ĬB-ət/
ممنوع نمودن، ممنوع کردن، حرام کردن
JadoLearn Dictionary
معنی prohibit به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
ممنوع نمودن، ممنوع کردن، حرام کردن
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
محجور کردن
باز داشتن، بازداشتن از، مانع شدن
پاسخگویی؛ مسئولیتپذیری
رهاسازی؛ ترک
ربایش؛ آدمربایی
ناهنجاری؛ مورد غیرطبیعی
سایش؛ خراش سطحی
غیبتگرایی؛ غیبت مکرر
جذب؛ فروگیری
پرهیز؛ امساک
انتزاع؛ مفهوم انتزاعی
پوچی؛ امر مضحک
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.