رسماً ممنوع کردن یک عمل یا جلوگیری از انجام آن بهوسیلهٔ قانون یا مقررات
مثالهای طبیعی
The rules prohibit smoking inside the building.
مقررات سیگار کشیدن در داخل ساختمان را ممنوع میکند.
Company policy prohibits staff from sharing passwords.
سیاست شرکت کارکنان را از بهاشتراکگذاری گذرواژهها منع میکند.
Visitors are prohibited from entering restricted areas.
ورود بازدیدکنندگان به مناطق محدودشده ممنوع است.
نکتهٔ کاربردی
`Prohibit` رسمی است و در مقررات، سیاستها، آییننامهها و زبان حقوقی بسیار رایج است.
