قانون یا اقدام رسمیای که انجام فعالیتی مشخص را ممنوع میکند.
مثالهای طبیعی
A prohibition on fireworks took effect in June.
ممنوعیت استفاده از مواد آتشبازی از ماه ژوئن اجرایی شد.
The law introduced new prohibitions on illegal dumping.
قانون، ممنوعیتهای جدیدی برای تخلیهٔ غیرقانونی پسماند برقرار کرد.
The prohibition of smoking applies throughout the building.
ممنوعیت سیگار کشیدن در سراسر ساختمان اعمال میشود.
نکتهٔ کاربردی
ساخت prohibition on something موضوع ممنوعیت را مشخص میکند؛ prohibition of doing something خودِ فعالیت ممنوع را توصیف میکند.
