در مدت کوتاهی از نظر تعداد بهسرعت زیاد شدن یا در گسترهای وسیع انتشار یافتن.
مثالهای طبیعی
Online scams proliferated during the holiday season.
در فصل تعطیلات، کلاهبرداریهای اینترنتی بهسرعت افزایش یافتند.
New cafés are proliferating across the city.
کافههای جدید دارند در سراسر شهر یکی پس از دیگری زیاد میشوند.
Without safeguards, misleading claims may proliferate.
بدون تدابیر محافظتی، ادعاهای گمراهکننده ممکن است بهسرعت گسترش پیدا کنند.
نکتهٔ کاربردی
فاعل این فعل معمولاً همان پدیدهای است که زیاد میشود، نه کسی که باعث افزایش آن است. اسم متناظر آن proliferation است.
