معنی ۱neutral · 89%
بخش آغازینی که پیش از متن اصلی، داستان یا نمایش را معرفی میکند.
مثالهای طبیعی
The prologue reveals an event from twenty years earlier.
پیشدرآمد رویدادی از بیست سال قبل را فاش میکند.
Actors rehearsed a short prologue before the first act.
بازیگران پیش از پردهٔ اول، پیشدرآمد کوتاهی را تمرین کردند.
Her novel opens with a prologue set at sea.
رمان او با پیشدرآمدی در دریا آغاز میشود.
نکتهٔ کاربردی
برخلاف فصل اول، پیشدرآمد اغلب پیشینه یا رویدادهایی بیرون از خط اصلی داستان را ارائه میدهد.
